ميرزا محمد حيدر دوغلات

مقدمه 160

تاريخ رشيدى ( فارسي )

از آن به عنوان موارد ويژه استفاده نكرده است ، جز براى كسانى كه در ميان ايشان در نظر قومى واقعا ترك محسوب مىشده‌اند . مثلا وى مىنويسد : « در ميان قبايل تركى كه در آن دوره در ممالك مذكور سكونت داشتند ، تعداد تاتارها از همه بيشتر بود . . . » ؛ و همچنين « ما . . . شعب ديگر اقوام تركى را كه مىشناسيم دوباره برشمرده‌ايم . حال از شاخه‌هاى قوم منقول سخن خواهيم گفت . » « 1 » اين به همان معنى غيرقومى ترك است كه ميرزا حيدر به هنگام گفتگو ( ى سابق الذكر ) درباره يونس خان ، از قول مولانا محمد قاضى آن را به كار مىبرد : مولانا مىگويد : « يونس خان مغول مىشنوديم ، خيال مىكرديم كه مغول باشد كوسه ، و وضع اطوار او مثل ساير اتراك صحرايى . اما چون خان را ديديم ، مرد خوش محاوره ، همه ريش ، تاجيك چهره . » « 2 » يعنى گوينده خيال مىكرده كه يونس خان از نژاد مغولى است و انتظار داشته مردى را با سيماى منقلى مشاهده كند ، اما او را با ديگر تركان صحارى طبقه‌بندى كرده است . دوسون به واسطه استعمال وسيع آثار مورخان آسيايى ، ملتفت شد كه اين نويسندگان براى معرفى چادرنشينان و قبايل مراتع كه در اروپا به « تاتارها » معروف هستند ، پيوسته از كلمه ترك استفاده كرده‌اند . وى در عبارتى مىنويسد : « منقل‌ها ، مسلمانان را با نام تاجيك يا تازيك مىخوانند و از آثار تاريخى اين دوره چنين برمىآيد كه آنان اين كلمه را در نقطه مقابل « ترك » برگزيده‌اند . كلمه اولى براى معرفى سكنه مسلمان شهرها و اراضى مزروعى ، چه ترك ، ايرانى يا عرب ، بدون توجه به اصل و نسب ، به كار رفته ؛ در حالى كه نام ترك شامل اقوام چادرنشين ترك و قوم

--> ( 1 ) . 3 - 52 dna 34 . pp , . lsnart'snosi amsed , . cte , slognom sed . tsih مدرك ابو الغازى در اين مورد دقيقا قانع‌كننده نيست ، اما تا حدودى ارزشمند است زيرا وى يكى از متأخرترين مورخان مسلمان بود . كتاب او صرفا در 1664 تكميل شده و بنابراين وى از تمام تغييراتى كه در ميان مغول‌ها تا آن زمان رخ داده بوده اطلاع داشته است . اگر آنان همان‌طورى كه وانمود مىكردند ترك خالص شده بودند ، احتمالا ما حقيقت را از نوشته‌هاى او ، و نه مولفان متقدم ، درمىيافتيم . غالبا از تاريخ رشيد الدين به عنوان بهترين و جامع‌ترين نام برده مىشود و ترديدى در آن نيست ، اما از نقطه‌نظر تاريخى حدود 350 سال متقدم بر كتاب ابو الغازى است ، و نتيجتا دوره قبل از انحطاط مغول‌ها را در بر مىگيرد . به علاوه ، دومى از محتواى كتاب رشيد الدين اطلاع داشته ، زيرا به خوانندگانش مىگويد كه به هنگام تكميل اثر خود ، كتاب رشيد الدين و هفده اثر ديگر تاريخى را در پيش روى داشته است . ( 2 ) . تاريخ رشيدى ، نسخه خطى موزه بريتانيا ، برگ 61 ر .